تبليغاتX
ايذه
درباره ایذه و ...... می نویسیم شاید ......
 لذت خدمت دوباره ؟؟؟؟؟؟ شوق خدمتگزاران جدید و تب پرالتهاب انتخابات شورای شهر در ایذه

 

 ای مالک مبادا با خدمت هایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری ، یا آنچه را انجام دادی بزرگ بشماری یا مردم را وعده ای داده ، سپس خلف وعده نمایی ! که خلاف وعده عمل کردن خشم خدا ومردم را بر می انگیزاند که خدای بزرگ فرمود : "دشمنی بزرگ نزد خدا ، آن که بگویید وعمل نکنید" . 

لذت خدمت دوباره ؟؟؟؟؟؟ شوق خدمتگزاران جدید و تب پرالتهاب انتخابات شورای شهر در ایذه

سخنی با شورای شهر وشهردارایذه

بسم الله الرحمن الرحیم

ای مالک من تورا به سوی شهرهایی فرستادم که پیش از تو دولت های عادل یا ستمگری بر آن حکم راندند، ومردم در کارهای تو چنان می نگرند که تو در کارهای حاکمان پیش از خود می نگری ، ودرباره تو آن می گویند که تو نسبت به زمامداران گذشته می گویی ، وهمانا نیکوکاران را به نام نیکی توان شناخت که خدا از آنان بر زبان بندگانش جاری ساخت . مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده ، وبا همه دوست ومهربان باش .بپرهیز که خود را در بزرگی همانند خدا پنداری ، دوست داشتنی ترین چیز ها در نزد تو ، در حق میانه ترین ، ودر عدل فراگیر ترین ، ودر جلب خشنودی مردم گسترده ترین باشد که همانا خشم عمومی مردم ، خشنودی خواص را از بین می برد ،اما خشم خواص را خشنودی همگان بی اثر می کند ، خواص جامعه ، همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می کنند زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر، ودر اجرای عدالت از همه ناراضی تر ، ودر خواسته هایشان پافشارتر ، ودر برابر مشکلات کم استقامت تر می باشند .در صورتیکه ستون های استوار دین ونیروهای ذخیره دفاعی عموم مردم می باشند پس به آنان گرایش داشته واشتیاق تو با آنان باشد . با دانشمندان وحکیمان فراوان گفتگو وبحث کن که مایه ابادانی واصلاح شهرها وبرقراری نظم وقانونی است که در گذشته نیز وجود داشت . ای مالک مبادا با خدمت هایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری ، یا آنچه را انجام دادی بزرگ بشماری یا مردم را وعده ای داده ، سپس خلف وعده نمایی ! که خلاف وعده عمل کردن خشم خدا ومردم را بر می انگیزاند که خدای بزرگ فرمود : "دشمنی بزرگ نزد خدا ، آن که بگویید وعمل نکنید" .

از فرمایشات امیر مومنان حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر

خدمت وخدمتگزاری علیرغم ماهیت ژرف ، تاثیرگذارواخلاقی در حوزه فرهنگ سازنده گی ، ایثار وفداکاری در جهت خدمت به جامعه وکشور واز همه مهمتر تکیه کلام پرمعنایی است که همواره مورد تاکید وتوصیه بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) درفرمایشات خود با مردم ونیز خطاب به مسئولین بوده اما در بعضی فعالیت ها وبرای بعضی افراد فرصت طلب به شعاری ابزاری و عوامفریبانه تبدیل شده تا به بی شرمانه ترین نحو در راه سوء استفاده از صداقت ونیاز توده های مردم وساخت پلکان ترقی خود ومهمتر این که زیر سئوال بردن خدمتگزاران واقعی به مردم از آن در راه اهداف خود خواهانه خود سود جویند .

شورای شهر نهادی ست مدنی و مردم نهاد که مردم از آن برای مشارکت عملی ومستقیم درسطوح مختلف و در راه بهبود بنیان ها وزیرساخت های اجتماع شهری در ارتباط تنگاتنگ با دستگاه های اجرایی از آن سود می جویند ودر این راستا مردم انتخاب می کنند تا به مطالبات خود که از طریق سایر انتخابات ونهاد های انتخابی رسیدن به همه آنها امکان پذیر نیست ،دست یابندومحیط زندگی خویش را آنگونه که شاسته آنان است بسازند .واین ساختار می تواند بیانگر بلوغ وتوانایی مردم در برنامه ریزی ها و روند توسعه از منظر اجتماعی باشد و کلی تر اینکه شوراها ابزار اعمال حاکمیت مردم در حوزه فرهنگ سازی وفرهنگ پذیری خردمندانه از طریق انتخاب آزادانه یا دموکراتیک می باشد . ودر این راستا شوراها می توانند با انگیزش توان خودیاری در مردم و مشورت وکمک از اندوخته های نخبگان و متخصصین از میان شهروندان در جهت توسعه وپیشرفت شهر ها واجتماع شهری بسیار تاثیر گذار باشند .

به همین جهت انتخاب افراد آگاه به مسائل سیاسی ، توانمند ومتخصص در حوزه های مختلف اجتماعی ،فرهنگی ، عمرانی وزیست محیطی ودارای برنانه برای حل مشکلات مختلف شهری وجلب سرمایه گذاری وایجاد اشتغال وافزایش سطح رفاه ومعیشت برای مردم از نکات بسیار مهمی در انتخاب شوراهاست که ضرورت دارد تا مردم بدون توجه به رقابت های ویرانگر قومی وطایفه ای در کمال عقلانیت ، تنها به انتخاب افرادی همت گمارند که ویژه گی هایی چون تعهد اخلاقی ودینی در جهت خدمتگزاری عملی ونه شعاری ، تخصص وبرنامه مدون وعلمی قابل اجرا برای حل مشکلات وتوسعه شهر را در خود داشته باشند چه اگر غیر از این اتفاق بیفتد تجربه بیهوده دو دوره شورای شهردر ایذه دوباره تکرار خواهد شد واین جز بمعنی اتلاف هزینه ها ، اعتبارات ونیز عقب مانده گی شهر چیز دیگری نخواهد بود .

شورای شهر دور اول در ایذه به پاین رسید ، مردم کار مهم وچشم گیری ندیدند . "شورا نهادی نوپا است" این جمله بهترین راه گریز وشانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت وخدمت به مردم توسط منتخبین دور اول بود وآنچنان بر این راه گریز تاکید کردند که گویی هرانتخاباتی را در دوراول نبابد آنچنان امیدوارکننده دانست وآنچنان ضعف ونادانی عده ای براین طرز فکر کوته بینانه دخیل شد که همگی فراموش کردیم چهار سال زمان زیادی است هرچند برای بعضی ها که تنها بوسیله شگرد های پست وغیر انسانی وغیر اخلاقی وضد مدنییت ونداشتن توان وتخصص لازم وکافی از روش هایی همچون دامن زدن به مسائل طایفه ای وسوء استفاده از احساسات مردم بر مسند قدرت می نشینند ، چهار سال هم زمان بسیار کمی است چرا که نمی دانند چه کاری انجام بدهند اما برای کسانی که تشنه خدمت ونه شیفته قدرت های پوچ وتوخالی زودگذر برای خود اما دیر گذر وسنگین برای مردمی هستند که در بدترین شرایط زندگی می کنند چهار سال زمان بسیار کمی است چرا که فقر ومحرومیت از امکانات در یکی از "ده شهر محروم کشور" به اندازه ای ست که منتخبین باسواد متخصص متعهد وتشنه خدمت برای رفع هرگوشه ای از آن وقت کم می آورند .

شورای شهر در دو دوره یعنی 8 سال چه در دور اول وشهردار وقت وچه در دور دوم وشهردار فعلی حتی هشت حرکت وکار مهم برای شهر ایذه انجام نداده است آن انقلاب سبز به قول آقای شهردار وآن میدان بزرگ ورودی شهرکه هنوز ناتمام مانده است هم پیش کش آقایان چرا که از این خدمتگزاران عزیز باید پرسید که اولویت رفع مشکلات کهن شهر باستانی ایذه میدان ورودی شهر است ؟ جناب شهردار انقلاب سبز در ایذه را چگونه تعریف می کنید ؟ انقلاب سبز به قول وتعبیر خودتان در کنار خیابان های پر چاله وچوله وکانال های فاضلاب متعفن وروباز سراسر زباله نمی تواند حتی صورت مسئله را پاک کند ! آقایان شورای شهر! توهم نردبان کردن رای ومنافع مردم برای کرسی های بعدی قدرت را از ذهن پر اشتباه خود بیرون کنید شما اگر چه با رای این مردم این گونه سرنوشت آنان را به بازی می گیرید اما مردم خوب آگاهند که چه می کنید آنگونه که مردم دریافته اند که آنان که داعیه نماینده ووکیل مردم در مجلس شورای اسلامی را داشتند از آن همه فرصت که وظیفه ای جز خدمت به مردم نداشتند جزدر راه ترقی وپیشرفت منافع شخصی خویش دریغ نجستند وآنگونه بوده وهست که آنقدر بعضی ها نسبت به وظایف خویش وخدمت به مردم بی توجه می شدند وحتی فراموش می کردند که در کدام روستا وکدام نقطه به دنیا آمده اند وزندگی کرده اند که گاهی نماینده ای هم اگر کاری می کرد آنچنان در ذهن بعضی ها بزرگ والبته عجیب وغریب جلوه می نمود که تامین آب آشامیدنی برای فلان روستا ویا آسفالت فلان جاده که جزو ابتدایی ترین حقوق این مردم است را به عنوان شاهکاری به رخ مردم می کشیدند هرکس فقط به فکر بستن بار خویشتن ورهایی از این برهوت امکانات بود واز هراس از دست دادن منافع شخصی خویش حتی آ نگونه که باید وشاید مشکلات ودردهای مردم را به گوش مسئولین نمی رسانید شاهد این مدعا نیز همین بس که هیچ کدام از آقایان مثلا درد آشنای این شهرستان که دوره مجلس را به پایان رسانیده اند حاضر نیستند یک شبانه روز در همین شهر زندگی کنند وهراس از نبود امکانات این شهر ویا احتمالا عذاب وجدان آنچه می توانستند انجام بدهند(البته شایدعذاب وجدان) ونداده اند آنان را پای تخت ؟! نشین ویا ویلا نشین کرده است ؟

آهای شمایانی که داعیه خدمت به مردم ونظام مقدس جمهوری اسلامی را دارید! بدانید که مردم خوب آگاهند وهمه چیز را می دانند وخود بهترین داورند وآنقدر از شما ها بدقولی وناخدمتی دیده اند که شبانه روز به انتظار دیدن وسفر مسئولین کشور به این شهرند وامید خود به خدمت گذاری شما را بس بیهوده می دانند

آقای شهردار آقایان شورای شهر! برای شما سنگین نیست که بگویند در خیابان های فلان شهر چند نفرانسان بی گناه قربانی سیلاب شدند؟ حتما می خواهید این جمله پر اشتباه را تکرار کنید که در چند ساعت چند میلیمتر باران بارید اگر این حرف شما پشتوانه منطقی وعلمی داشته باشد ونخواهید شبکه پر از زباله فاضلاب شهری و ظرفیت پایین دفع آب وسیلاب را از مجراهای سیل گذر دلیل اصلی بدانید پس تاکنون در مناطق استوایی ودر بمبئی هند که هر روز از این نوع باران می بارد ودر همین شهرهای شمالی کشورمان بایستی تاکنون مردم با قایق در خیابان ها رفت وآمد کنند ؟ آقایان لطفا این همه سفسطه بازی را کنار بگذارید ! مردم ایذه نجیب وصبور ودوستدار انقلاب ونظام مقدس جمهوری اسلامیند مردم ایذه پیرو بزرگ مرد ویگانه سرسلسله دار تاریخ وعالم عدالت گستر وعدالت محوری چون مولایمان علی اند مردم شریف ایذه هنوز به همان جمله پر امید وپراز معنی حضرت امام راحل (ره) که فرمودند : ما شیفتگان خدمتیم ، نه تشنگان قدرت دل بسته مسئولین دلسوز این مملکت واین شهرند مردم شریف وقدردان اما محروم از امکانات ایذه بیش از شعار های تکراری وناکارآمد و رای جمع کن شما به تاکیدات رهبر فرزانه انقلاب مقام معظم رهبری نسبت به محرومیت زدایی از مناطق محروم اما پر از استعداد ی همچون ایذه دل بسته وامیدوارند ! مردم شریف ایذه به وعده ها وسفر پربرکت ریا ست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدی نژاد ودولت محترم خدمتگذار دل بسته وامیدوارند! پس شما نیز انصاف به خرج دهید واز سر مردم داری ورضایت خداوند بلند مرتبه به وظیفه خود خوب عمل کنید وشما که در دوره جدید تدارک دیده اید تا در انتخابات آینده شرکت کنید خوب بدانید که مردم شعار های عقلانی و برنامه های اولویت بندی شده واز همه مهمتر کاربردی کردن آن در میدان عمل می خواهند !

مردم خیابان مسطح واستاندارد یا حداقل خیابان هایی مانند دیگر شهر ها می خواهند توصیه می شود همین دزفول را بروید از نزدیک ببینید !

مردم آب آشامیدنی کافی وبا کیفیت می خواهند سد کارون 3 را اگر نمی دانید کجاست آقایان شورای شهر وشهردار که برای اخذ عوارض ومصادره شهرک کارون وصرف آن برای آبادانی شهر ایذه بسیار رفت وآمد کرده اند شما را راهمایی می کننداما مواظب باشید !

مردم کانون های فرهنگی وهنری می خواهند تشریف ببرید در شهرستان های بعضی استان های هم جوار !

مردم پارک وسرویس های بهداشتی عمومی در خور وشان ومنزلت خود می خواهند باز هم سفر به دزفول را توصیه می کنیم!

مردم وجوانان با استعداد این شهر ورزشگاه مناسب با مدیریت و برنامه قوی وکار آمد می خواهند کسب مدال های افتخار نوجوانان در جام لهستان را به یاد آورید ایمان مبعلی ها را به یاد آورید از این دست جوانان ارزشمند اما محروم از امکانات بسیار داریم باز هم دزفول را از دست ندهید !

زنان ودختران نجیب این شهر فضای ورزشی وتفریحی و زمینه های لازم برای اشتغال می خواهند !

ترمینال مسافربری این شهر نظم ونظافت ومدیریت و امکانات وسرویس بهداشتی می خواهد بروید ترمینال های شهرهای دیگر خوزستان را ببینید ! مردم جاده کمربندی برای عبور ومرور ماشین های سنگین می خواهند نه میدان های عریض وطویل غیر ضروری ورکورددار در سطح استان؟

مردم همین مردم صبور نجیب وولایت مدار ومعتقد به موازین اسلامی برنامه ریزی فرهنگی و تقویت بنیان های ارزشی ودینی در قالب همایش ها وبرنامه های آموزشی می خواهند دزفول را فراموش نفرمایید !

مردم این شهر کتابخانه عمومی وفرهنگسرا می خواهند ؟

مردم این شهر سینما ی فعال می خواهند ؟

مردم این شهر افزایش منطقی وعاقلانه کرایه تاکسی می خواهند نه افزایش های سلیقه ای واز روی بی خردی ! مردم این شهر وسیله حمل ونقل عمومی می خواهند ؟

مردم بافرهنگ و دیرینه دار بختیاری این شهر کهن احیاء وتقویت ونشر ارزش های فرهنگی وقومی خود ومعرفی آن به نسل های جوان در قالب برگزاری همایش ها وجشنواره های ویژه فرهنگ بختیاری را می خواهند از هم وطنان عزیز کرد وقشقایی سوال کنید چگونه این همه برای حفظ واحیاء ارزش های فرهنگی خود برنامه ریزی وعمل نموده اند ؟کمی از تجربیات آنان یاد بگیرید

مردم شهری می خواهند که در آن سیستم های فاضلاب شهری با طراحی علمی اجرا شود وکانال های روباز وبزرگ وپر اززباله این شهر اصلاح وپوشیده شود!

مردم حفظ وصیانت مطلوب ودر خور شان ومنزلت تاریخی شهر باستانی خود را می خواهند مردم سامان دهی وضعیت غم انگیز آثار باستانی این شهر را می خواهند مردم مدیریت صحیح وبرنامه مدون و فراهم نمودن زیرساخت های لازم برای صنعت گردشگری را می خواهند مردم جایگاه شهر خود در حوزه گردشگری کشور را می خواهند تشریف ببرید همین ارجان یا بهبهان که شهرت جهانی یافته است !

مردم نمی خواهند مثل فرهاد بیستون را با تیشه بکنید هرچند هرکس ادعای خدمتگزاری را دارد پیش از آنکه مردم به او بگویند باید انجام بدهد !

آقایان شورای شهر ، شهردار وکاندیداهای جدید ! مردم همین ها را می خواهند آیا توانایی برآورده کردن این مطالبات بحق مردم را دارید آیا تعهد واخلاق دینی وعرق قومی وملی برای انجام این خواسته ها را دارید آیا فکر می کنید کرسی های بعدی قدرت همچون کرسی مجلس که جز برای خدمت به مردم ونظام نیست شما را وسوسه نمی کند تا بجای خدمت در دوره وظیفه شورایی خود به فکر اتلاف هزینه های بیت المال ومردم برای آن آرزوی دور ودراز کنید ؟

آیا برای محیط زیست شهری برنامه ودیدگاه مشخص ومدون علمی دارید؟

آیا توانایی ارائه طرح های علمی وکارآمد وعملی وامکان پذیر با توجه به استعداد ها وکمبود های شهرواخذ اعتبار ونیز توان کافی برای هزینه کردن اعتبارات در دسترس وعوارض اخذ کرده از مردم را دارید ؟ آیا از تخصص ودید کافی برای حل مشکلات عدیده شهر برخوردارید ؟

مردم شورای شهری متخصص ، توانمند فعال با برنامه وپاسخگو به مطالبات عموم مردم (ونه خواص ) ناظر بر اوضاع شهری

و شهرداری با برنامه های اولویت بندی شده مطابق خواست عموم مردم ونیاز های فضای شهری می خواهند .

اگر این گونه هست خدای را بر نحوه عمکرد خویش ناظروداور ومردم را در انتقاد از عملکرد خودتان ونیز کسب راهنمایی از مردم وپاسداری از ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وپاسداری از خون شهدا ی این انقلاب وجنگ تحمیلی را سرلوحه برنامه های خویش قرار دهید چه اگر اینگونه بخواهید وعمل کنید هم خدا ، رسول خدا وائمه اطهار از شما راضیند وهم مردمی که شما را جز برای خدمت به برنمی گزینند ، قدردان زحمات شما خواهند بود ونام شما به نیکی ورد زبان همه خواهد بود .

 

 

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته از این معنی گفتیم وهمین باشد

|+| نوشته شده توسط ایذه ای در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385  |
 سفرنامه ايذه
مجموعه سفرنامه های ایذه                                

نوشته شوراي شهر وشهردار ايذه


بسیار سفر باید تا پخته شود خامی       صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی
بسیار قدر باید تا خورده شود نانی        شوری نشود  فربه  تا درنکشد مالی
 
سفر اول

به سال 1385 از سمت اهوازبه طرف ایذه راه افتادیم  شهری میان کوه نهاده ودریاچه ای زیبا ومردمی سخت کوش ومحروم از امکانات  از دور دارای موقعیتی زیبا کوه هایی قشنگ وطبیعتی سحرآمیز  به شهر نزدیک تر می شویم  سمت  چپ بولدوزر هایی کار می کردند تپه ای طبیعی وزیبا را به تیغ بی رحم این ماشن می خراشیدند از همسفرم پرسیدم این طبیعت خراشی برای چیست ؟ پاسخ داد شهردار محبوب شهر؟؟؟؟ ومشاوران عالی (آلی) وی عهد بسته اند که بدون ارزیابی زیست محیطی وبه هرقیمتی شده در ورودی شهر سنگ بنای پارکی را بنا نهند که برای هر توریست وگردشگر ومیهمانی که وارد شهر شود چه چه وبه بهی نثار روح معذب شهردار وشورای شهر کند بخاطر این جلوه های بی نظیر که طبیعت خراشی به ارمغان می آورد ودر همین حین پسرم که صندلی پشت این اتوبوس عصر قجری نشسته بود گفت: بابا رسیدیم پیاده شو با اهل عیال پیاده شدیم که   پسرم برای رفع حاجت سرویس بهداشتی جستجو می کرد که لیدر توری فورا ما را به سمت سرویس بهداشتی ؟!؟! راهنمایی نمود وگفت اگر همین جا کاری نکنید در شهر که به هیچ وجه موفق نمی شوید با تعجب پرسیدم مگر در شهر سرویس بهداشتی عمومی نیست که این عزیز لیدر گفت  شهردار وشورای شهر در فکرند که در دور آینده به کمک مشاوران ارشدشان چند دستشویی بنا نهند که البته در برنامه ای مدون وچند ساله وپرسیدم دیگر مسافران تنها ترمینال این شهر 200 هزار نفری بین استانی چه می کنند وگفت باید در مبدا ومقص به فکر رفع حاجت باشند والبته ...آنگاه که رسیدیم چه بگویم که از شدت بوی تعفن سرویس وبهداشتی ومناظر کثیف این مجموعه پسرم  دچار استفراغ وخودم هم از رویای همان پارک صخره ای بیرون امدم وهتل چند ستاره اش و گفتم شهرداری که عرضه ساخت سرویس بهداشتی ندارد و شورای شهری که توان نضارت ندارد همان بهتر که بروند و....... بچرانن .........
با همین اوقات تلخی ها عزم برآن جزم نمودیم که هرچه زود تر این شهر را ترک نموده ودر استان های هم جوار با دیدن مناظر طبیعی  خاطره این شهر پر مخاطره را فراموش کنیم

|+| نوشته شده توسط ایذه ای در سه شنبه یازدهم مهر 1385  |
 خاطره باراني

خاطره بارانی
به یاد شهیدان
 آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند
رفتند وشهر خفته ندانست که کیستند

از خودم بدم می اومد داشتم لبهایم را با دندانهایم می خراشیدم با خودم می گفتم یعنی این شهر چه فرقی با شهر های دیگر دارد ؟آدم های این شهر چه فرقی با دیگر هم وطنانمان دارند مگر مردم این شهر در انقلاب نقش نداشته اند ؟مگر نیاکان این مردم از وطن دوست ترین مردمان ایران  مانند حالا نبوده اند ؟ مگر زمان جنگ جزو خط شکن ها نبوده اند ؟ شدت لحظه به لحظه بارون رو روی شیشه های اتوبوس می دیدم وبرف پاکنای اتوبوس مرتب کار می کرد همه جا ی خیابون پر آب شده بود همین طور که اتوبوس از خیابان می گذشت سوالهای درون ذهنم با تصویر سرداران شهید شهر در هم می آمیخت قطرات بارون حسابی تابلوهای عکساشون شسته بود  یکی پس از دیگری از لابلای درختان کاشته شده در بولوار  در از جلویمان رد می شدند احساس می کردم دارن با نگاه عکس هاشون یه چیزی می گن اما به کی به من ؟ نمی دونم به اون پیرمرد ژنده پوش سر صحرایی که همراه ما بود ودخترش دچار آتش سوزی شده بود وکفش های لاستیکی اش دل هر انسانی را به درد می آورد ؟ به راننده که هر روز این مسیر رو طی می کنه ؟ به مسئولینی که به قیمت خون همین بزرگان روی کرسی ها نشستن ؟ راستی به کی لبخند می زنند ؟ وبه کی نیشخند می زنند ؟
با خودم گفتم نکنه به من که نزدیک سی سالمه نیشخند می زنند که هنوز هیچ کاری برا مملکتم نکردم ؟ یا به من لبخند می زنند ؟ به منی که سالهاست دانشگاه رو تموم کردم وبیکارم که نمی خندند ؟ اها حتما به مسوولین می خندند به اونایی که هرجا کم میارن به نام شهید وخانواده شهید همه چیز می گن ودخیل می بندند اما یادم نمیره پسر شهیدی که چند سال پیش با خودم توسد کارون 3 نامه از بنیاد شهید اورده بود که اجازه بهش بدن کلنگ دستش بگیره و کار کنه فوق دیپلم بود واصلا براش مهم نبود با افتخار می گفت می خواهم کار کنم واون موقع به خودم می گفتم من آدم بدی هستم چون تا پیش از اون فکر می کردم اونایی که خونواده شهیدن در ناز ونعمتن دلم گرفت از خودم بدم اومد و....
همه اینها تو ذهنم مرورر می شد که شاگرد اتوبوس گفت: آقا عاشقی یا کری آخرشه داداش  پیاده شو  ؟
گفتم ها ... ببخشید ... بله ... حواسم نبود
وبا خودم می گفتم کاش کر بودم کاش بقول این شاگرد اتوبوسه عاشق بودم نمی دونم کاش یه موجودی بودم که خیلی چیزارو نمی فهمیدم  کاش این افکار اتوبوس یا قطاری بود که وقتی ازش پیاده می شدی افکارت با اون می رفت  جای دیگه
منتظر تاکسی موندم صدای موسیقی عجیب وغریبی گوشمو متوجه خودش کرد جوانی  که پشت فرمون پیکان رنگ روغنی شده ای بود اشاره کرد سوار شدم صندلی جلو نشستم می گفت :دونفر حساب می کنی؟ گفتم  مگه رو یه صندلی دو نفر می شینن ؟گفت: اره اینجا اینجوریه گفتم مگه  4 نفر نیست گفت ای بابا کی قانون رو رعایت می کنه که من رعایت کنم  گفتم  کرایه چنده گفت : 100 تومن باید 200 تومن بدی . برف پاک کنای ماشینشو روشن کرد بارون تندی می اومد آب تا نیمه های چرخ ماشین ها اومده بود وسط خیابون شهر
پیرمرد پشت سرم گفت شورای شهر هرطور دلشون می خاهد کرایه رو می کشن بالا 50 تومن شد 100 تومن انصاف ندارن مگه اونا تاکسی سوار میشن که بدشون بیاد شهردار وشورای شهر همه با همن
تا اسم شهردارو اورد پرسیدم عمو این ماجرای سیل چی بود توخیابون کسی اذیت شده
گفت مگه اهل اینجا نیستی گفتم اره  اما دانشجوام  اهواز شنیدم  چندنفر رو  توایذه  آب برده
پیرمرد با اندوه گفت: آره یه خونواده بودن نزدیکی های استادیوم پدرشون کارگر بود واهواز کار میکرد بیچاره عید که بیاد بچه هاشو نمی بینه همه مردن
وقتی گفت تو خیابون آب اونا رو برده به یاد همون تصاویر  شهدای روی بولوار ورودی بودم راستی اونا گریه می کردن به حال این مردم محروم اها فهمیدم نیشخندشون هم که معلومه به مسوولینی که از عهده  اداره یه شهر عاجزند  راستی اگه اونا بودن وضع ما ایشکلی بود ؟ اونایی که در جلوی تیر وخمپاره با لودر تو عرض چند ساعت سیل بند وخاکریز های بزرگی می ساختن راستی ....
آقا بفرمایید پیاده شین
اینم مرکز شهر رسیدیم پیاده شو اما مواظب باش غرق نشی
پیاده شدم درو بستم تا 200 تومنیو توجیبم در اوردم خیس آب شدم تاکسی که رفت پاهام تا نیمه ساقم توی آب بود خودم رسوندم زیر سایبون مغازه  ای ادما همه می دوییدند مغازه ها از ترس سیل دیروز داشتن می بستن وبعضی ها هم وسایل خیس شدشونو بیرون ریخته بودن جلوتر رفتم دکه روزنامه فروشی روزنامه  ها رو روی پیشخوان جمع کرده بود  چشمم به یه روزنامه استانی افتاد تیتر سمت چپ سیل در ایذه جان خانواده ای را گرفت  روزنامه رو خریدم زیر کاپشنم گذاشتم و هموم کوچه رو ادامه دادم کوچه تاریک تاریک بود جلو تر رفتم توی چاله وچوله ها می رفتم دیگه فقط جلومو می پاییدم وکفشام که تو آب جانمومه  و.......

|+| نوشته شده توسط ایذه ای در سه شنبه یازدهم مهر 1385  |
 ايذه شهر زخمي من

ايذه ! ايذه! شهر زخمي

يادگار تمدن ها حماسه ها غیرت ها وطن دوستی ومیهن دوستی ها 
ایذه زخمی تر از همیشه یادگار شهیدان گلگون کفن جنگ تحمیلی
ایذه یادگار شهید لجم اورک سردار مرادی شهید ممبینی شهید جعفری
ایذه یادگار نجابت وصلابت وغیرت وشجاعت
یادگار پاک سرزمین ایران اسلامی
چه بر تو رفته است که اینگونه سخت عقب مانده ای
ایذه زخم زاگرس
گرده زخمی زاگرس
ایذه
ایذج
انشان
آنزان
مال امیر
مال میر
 آیاپیر
نمیدانم .... محروم .... عقب مانده ..... زخمی.....و... هرکسی آمد چیزی گفت ، نامی برایت ساخت ورفت
هرکسی آمد چیزی گفت ورفت ..
بعضی ها هم آمدند با احساسات مردم نجیبت بازی کردند ورای جمع کردند ورفتند در پای تخت نشستند وفراموشت کردند
چقدر حوصله داری
شهر زخمی من
صبور وسرگردان ( ایی سرگرونی سیچه دایم واتونه )
تکلیف این مردم نجیبت چه می شود
 حالت که معلوم است ، جوانانت هم که بیشتر تکلیفشان بلاتکلیفی وخیابان گردی است وبیکاری واعتیاد و....
واواره گی شهرهای دیگر وآینده ای مبهم 
ایذه  پایتخت غیرت ومیهن دوستی
براستی تکلیف  کودکان پابرهنه تو چه می شود همان ها که رنگ پارک وتفریحگاه وکانون های فرهنگی آموزشی را به خود ندیده اند  تکلیف نسلهای اینده ات چه می شود ؟
تکلیف این خاک پر ازنعمت توچیست که این گونه رها شده به حال خود ؟
نمی دانم از کجای این زخم همیشه بر گرده تو بنویسم  از تاریخ وتمدن های خفته در خاکت بنویسم یا از شور وغیرت مردانت ، یا ازشیر زنان وشیردختران نجیبت  که وقتی کل می زدند لرزه بر اندام هر بیگانه وبد اندیشی می افکنند از تمدن عیلامی ات بنویسم یا از غیرت سرداران شهیدت؟ از ساده گی پر از شهامت وشرزه گی سردار لجم اورک ها بنویسم یا از مجاهدت های قبیله مشروطه ات ؟از چه بنویسم ایذه ؟ زخم همیشه زاگرس ! چه بنویسم؟از ساده گی مردمان نجیبت یا از حیله گری سیا سیونی که از میان مردمت برمی خیزند؟ از فقر ومحرومیت هایت بنویسم یا از دغل بازی همان کسانی که در موعد انتخابات رای ونظر واندیشه مردمانت را بابرافروختن آتش قبیله و طایفه وتیره در تو آشوب وویرانی به پا می کنند وعده ای جاه طلب از فقر مردمان نجیبت سوء استفاده نموده ورای انان را با بهای اندکی با پول می خرند ؟ همین مردم بزرگت را که به شیهه زنی از مرگ فرزند همه دور هم جمع می شوند وبا سرنا ودهلی نیز همچنین اما همین حیله گران چگونه همه مردمانت را سخت  به جان هم می اندازند ؟ایذه ! ایذه !  ایذج  ! آیاپیر !  از غارت وچپاول آثار تمدن وغرور افتخارت از دل خاک بگویم ویا از تشنگی دشت پر از کیمیا و بی نظیرت در کنار سد کارون 3 ؟ از همه وفاداری مردمانت به آب وخاک سرزمین ایران  بنویسم  آنگه که در سوز وگداز ترین شکل ممکن  شاهنامه خوانان ایلت حماسه سرایی می کنند  یا از ترمینال مسافربری آلوده ات که خشم هر انسانی را برمی انگیزاند واتوبوس های عهد بوقی مسیر اهوازت ؟ چه بنویسم ایذه دردت به جان همه همانانی که به تو ومردمت خیانت می کنند . از جدول ها ووضعیت نابسامان بهداشتی ات بگویم یا از شهردار بی لیاقت تو که خون مردم را درون شیشه کرده  یا از دروغ پردازی وعوامفریبی شورای شهر در انتخاب او برای مدیر نمونه بهداشت گرای شهر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا از اخذ عوارض نابرابر وناعادلانه از محرومین شهر وتخفیف به اهل پول وپارتی  ؟ ومرا به یاد گلایه همان کشاورزی می اندازد که در سال 1312 از دست مالیات گیرندگان شکوه می کند 
از سوء استفاده ها  وبی تعهدی شورای شهرت بگویم یا از سالن های ورزشی وتربیت بدنی نداشته و بی مسئولت بگویم ؟ از جوانان پر از غیرت وجسارت واستعداد های ورزشی ات بنویسم یا از وضعیت نابسامان مدیریت ورزش شهرت؟  از مدال آوران جوان ونوجوان وبزرگسالت در عرصه های ورزش  کشتی وفوتبال ووزنه برداری قهرمانی میهنی وجهانی بنویسم با وجود کمترین امکانات افتخار ا آفرینی می کنند  یا از غول سیاه اعتیاد که جوانانت را یکی پس از دیگری به کام خود می کشد ؟
از مرگ عده ای از مردمت در جریان بارندگی در خیابان بنویسم یا از عوارض اخذ شده از شرکت آب و نیرو ومردم وحیف ومیل آنها بنویسم ؟
از کانون های فرهنگی نداشته  ات بگویم واز ارشاد بی مدیر ومنفعلت یا از هنرمندان پرشوق وذوق وتحقیر شده ات یا از
سینماهای متروکه وتعطیلت ؟ از دروغ های نمایندگان مجلس شهرت که رای مردم نجیبت را پلکان ترقی خود کرده ودر تهران وآنطرف مرزها به عیش ونوش مشغولند یا از فرماندار نالایق و بی مدیریت سابقت(ریخته گر زاده ) بگویم که فاجعه آشوب ایذه را آفرید وهمه چیز را به هم ریخت ؟
از چه بنویسم از کشاورزی بی رونق وبی مدیر وکارشناس ومسئولت بنویسم یا از دشت حاصل خیز وبارندگی های فراوانت که آبروی 120 نفر نیروی اداره کشاورزی ات را خریده است؟
از چه بنویسم ایذه !  ایذج  ! مال امیر !  فقیر
از اداره راه ترابری پرچاله وچوله ات بنویسم یا از پیمانکاران بی سواد ونالایق اما رسمی این اداره بنویسم که همه کارهای این اداره را میراث رسمی خود کرده اند ؟
ایذه چه بنویسم از رئیس اداره آموزش وپرورشت بنویسم یا ازبعضی معلمین بی تعهدت
که معلوم نیست چگونه این همه افت تحصیلی وبنگاه های صدور دیپلم های قلاب  یک شبه را توجیه می کنند
از امور عشایر وبی برنامگی های ان برای عشایر غیورت بنویسم یا از محرومیت و مظلومیت ووضعیت نابسامان عشایرت ؟
ایذه ایذج عزیز ماندنی جاودان
دردت به جان همانانی که تخم نفاق بین طوایف  کاشتند و از این فرصت سوء استفاده نمود ه برای خود هرچه خواستند جمع کردند بار خود بستند ورفتند
ایذه  از اداره محیط زیستت چه بنویسم  که از اداره  کردن محیط زیست همان اداره هم عاجز است
و  هر روز با خانواده در کنار این تالاب وآن  کوه وآن رودخانه به تفریح مشغول بود وماموریتش گویی فقط تفریح با اهل عیال بود بدش هم نمی آمد کبکب وتیهویی هم به  کام خود فرو برد  اصلا چه می فهمید که محیط زیست انسانی وطبیعی وشهری چیست ؟
از مدیر منابع طبیعی ات چه بنویسم که سالهاست از کنترل همین ذغال وکوره چی های اژگیل  چند صد هکتاری عاجز مانده چه برسد به سایر نقاط جنگلی ومرتعی رها شده به حال خود  که همین بلوط های خوش رشد هم آبروی اورا خریده اند که هرچه می برند ومی سوزانند وذغال می کنند باز هم رشد می کنند
از هنرمندان آواره  ات در شهرهای دیگر بنویسم یا از مهاجرت روزافزون مردمت ؟
از چه بنویسم از سازمان بیمه تامین اشتباهی ات بنویسم یا از اداره کارکه بعضی قطع نخاعی های پروژه سد را همچنان در مقابل چشم زنان وبچه هایشان رها کرده یا از سکه های تقدیمی شرکت ها به بعضی  آقایان مسوول در این باره بنویسم ؟

ایذه ایذج مال امیر آیاپیر به قول بعضی باستان شناسهایی که صد سال دیگر هم تو را نخواهندشناخت
تو چقدر صبوری وچقدر هم ا از دست خودت  خنجر می خوری ؟!
درد همه زخم هایت به جان سید عباس ها ، صالحی ها ، شیخی ها احمدی نیاها و.... که همه عملکردشان  را سرهم بگذاری به اندازه یک دهم  یک دوره نماینده گی مجلس فلان شهر آذربایجان یا همین دزفول برایت کاری نکردند وهرچه کردند خلاف راه پیشرفت تو بود والبته برای قسم راستی بقول پیرمردها کارهایی هم کردند اما هرچه بود فتنه وآشوب  بود و به جای انتخابات سالم برایت آشوب و قبیله وطایفه گرایی  به ارمغان آوردند !
راستی ایذه شهر زخمی من  خبر تازه ای برایت دارم
لذت خدمت به این توده های محروم
واین خیابان های پرچاله وچوله ات
لذت خدمت به جوانان پر از استعداد وبیکارت
ولذت وشوق خدمت به پیشرفت تو
شورای شهرت را مصمم کرده تا به هرقیمتی هست این لذت خدمت به تو را در دور آینده یعنی آذرماه 85 نیز ادامه دهند خوشا به حالت ایذه !
 این همه شوق خدمت ومردم داری را قدر بدان !
 ایذج  !
آیاپیر !
چقدر بخت با تویار بوده است که ایت ترکیب شورا وشهردار فعلی منجی همه بدبختی ها وعقب مانده گی هایت شوند !؟!؟!؟؟؟؟
چقدر این انقلاب سبز شهردار تورا سرحال آورده است
 دردت بجان  همین ها که می گویم
نگاهی به بولوارهایت  بینداز ، ببین چطور یک درمیان درختان کاملا بومی وسازگار!؟(به قول جناب شهردار) با این خاک تو خشک شده اند به گمانم چشمشان زده اند!
هی  برار!  چه سیت نویسم که دلم پر زخینه 
این همه جوان بیکار وویلان در خیابانت  چه سرمایه بزرگی اند و کسی قدرشان را نمی داند جز همین سیاسیون  دغل بازی که چه راحت آنان را در موعد انتخابات به جان هم می اندازند ودریغ از یک برنامه علمی ومدون وعملی که برای انان داشته باشند .
ایذه!
 شهرمن زخمی گرگ های گرسنه !
از دهدز هم کمی برایت می نویسم واز سوسن مرغا و هلایجان و از روستاهای محرومت  که گاه 6 ماه زمستان زیر برفند وبا هیچ کجا ارتباط ندارند
از دهدز وهمان فاجعه آبگیری  کارون 3 وبخشدار بی عرضه وآوارگی 4000 نفرمردم بی صدایت  ومابقی ماجرا
از سوسن این یادگار تمدن های دور واما محروم  از بسیاری حداقل های زندگی که هر هم وطنی در مرزی ترین شهر ها دارد
ازمرغا که معلوم نیست همان چاه های نفتش که صبرشان فرو می ریزد وسرباز می کنند واصلا معلوم نیست جزو مسجد سلیمان است ویا ایذه ولی هرچه هست متعلق به هرکدام باشد محرومیت وجه مشترک این دو شهر برادر زادند 
تازه از  مسجد سلمان  همان برادر دیرینه ات مپرس ! که گرده هایش  زخمی  تر ازتوست 
ایذه زخمی زالوها ی فرصت طلب
ایذه زخمی طایفه گری وقبیله بازی
ایذه ک به خود بیا
اندیشه کن
 بشکن این رسم نابخردانه ی برادر آزار
ایذه بیا ودیگر این تخم  چندش آور را در خود مپرور
ایذه دردت به جان بد خواهانت چقدر صبوری وساده واما اندوه وصبر پراز معنایت واین زخم دیر سال مانده بر گرده ات  یکی از همین روزهای سخت وطاقت فرسا سر باز می کند وهمه این ناجوانمردی ها را پایان می دهد ودست این دغل کاران را رو می کند و  جوانان آگاه وپرتوانت در کمال عقلانیت  وبه دور از هرگونه طایفه بازی ،بدون احساسات وقبیله باز ی وطایفه گرایی تنها  کسانی را انتخاب می کنند که دارای تعهد اخلاقی ودینی به انسانیت ، مردم داری وآرمان های این نظام وانقلاب ، تخصص وسواد کافی ، دارای برنامه ، شایسته گرایی ، قانونمندی وقانون مداری  باشند ودلشان برای این شهر بسوزد وبه تو  ومردم شریفت خدمت کنند وتورا بسازند .
 

|+| نوشته شده توسط ایذه ای در سه شنبه یازدهم مهر 1385  |
 شهردار ايذه و انقلاب سبز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به احتمال زيائ منظورش همين نهال هاي يك درميان خشك شده بولوارهاي  خيابان پرچاله چوله اصلي است

|+| نوشته شده توسط ایذه ای در شنبه یکم مهر 1385  |
 ايذه و شوراهاي ناكارآمد
ناكارامدي باند بازي سوء استفاده هاي مالي و
|+| نوشته شده توسط ایذه ای در شنبه یکم مهر 1385  |
 شهردار ايذه
شهردار محترم وبالياقت ؟؟؟؟؟ ايذه
|+| نوشته شده توسط ایذه ای در شنبه یکم مهر 1385  |
 شوراي شهر ايذه لذت خدمت دوباره ؟؟؟؟؟؟؟و عقب مانده گي هاي ايذه
شوراي شهر ايذه
|+| نوشته شده توسط ایذه ای در شنبه یکم مهر 1385  |
 موقعيت جغرافيايي وجمعيت شهرستان ايذه

اين شهرستان در 210 كيلومتري شمال خاوري اهوازبيش از ۲۰۰ هزار نفر جمعيت دارد مساحتى‌ حدود 930 ،۲۳كيلومتر، در شمال‌ شرقى‌ اين‌ استان‌ قرار دارد ( آمارنامه‌...، 9، 24). شهرستان‌ ايذه‌ داراي‌ دو بخش‌، 10 دهستان‌ و 491 آبادي‌ مسكونى‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از آنها كوچكند (همان‌، 28؛ سرشماري‌، شناسنامه‌، 5). اين‌ شهرستان‌ كه‌ نسبت‌ به‌ دشت‌ اصلى‌ خوزستان‌ از ساختاري‌ كاملاً متفاوت‌ برخوردار است‌، از دو قسمت‌ دشتى‌ و كوهستانى‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. قسمت‌ كوهستانى‌ متشكل‌ از رشته‌كوههاي‌ نسبتاً پيوسته‌ و مرتفعى‌ است‌ كه‌ دشت‌ ايذه‌ را دربرگرفته‌اند (سعيدي‌، 42، 44- 45، 70، 72-73).
رود كارون‌ از 20 كيلومتري‌ شرق‌ شهر ايذه‌، در مرز اين‌ شهرستان‌ با مسجد سليمان‌ مى‌گذرد ( فرهنگ‌،43). اين‌ شهرستان‌ داراي‌ پوشش‌ جنگلى‌ (بلوط ايرانى‌) و مراتع‌ ارزشمندي‌ است‌ كه‌ شديداً در معرض‌ تخريب‌ هستند (سعيدي‌، 101).
جمعيت‌ شهرستان‌ ايذه‌ در 1375ش‌، 027 ،172نفر بود كه‌ 2/47% آن‌ در شهر، 7/52% در روستاها و مابقى‌ (332 نفر) به‌ صورت‌ كوچرو زندگى‌ مى‌كردند ( سرشماري‌، نتايج‌، شانزده‌). جمعيت‌ شهرستان‌ از طايفه‌هاي‌ مختلف‌ بختياري‌ و نيز بهمئى‌ است‌ (سعيدي‌، 143)؛ ساكنان‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ (گويش‌ لري‌) سخن‌ مى‌گويند و شيعه‌ مذهبند. اساس‌ اقتصاد اين‌ شهرستان‌ بر دامداري‌، زراعت‌ و صنايع‌ دستى‌ استوار است‌ ( فرهنگ‌، 43، 45).
شهر ايذه‌: اين‌ شهر با 31 و 50 عرض‌ شمالى‌ و 49 و 52 طول‌ شرقى‌ در منتهى‌اليه‌ شمال‌شرقى‌ استان‌ خوزستان‌ واقع‌ است‌ و با 760 متر ارتفاع‌ متوسط، از مرتفع‌ترين‌ شهرهاي‌ خوزستان‌ به‌ شمار مى‌رود. فاصلة اين‌ شهر تا مركز استان‌ (اهواز) حدود 200 كيلومتر است‌ (همان‌، 44؛ آمارنامه‌، 24، 33). جمعيت‌ شهر ايذه‌ در آخرين‌ سرشماري‌ عمومى‌ (1375ش‌) 288 ،81نفر بود (همان‌، 39). ايذه‌ در زمان‌ ايلاميها از اهميت‌ شايانى‌ برخوردار بود (واندنبرگ‌، 64؛ دوبد، 290) و در دوره‌هاي‌ بعدي‌ نيز اهميت‌ خود را حفظ كرد. آثار برجاي‌ مانده‌ از دورة اشكانى‌، از جمله‌ مجسمة برنزي‌ و معروف‌ «مردپارتى‌» (در موزة ايران‌ باستان‌)، خبر از اهميت‌ ناحيه‌ و شهر ايذه‌ در اين‌ دوره‌ دارد (بهنام‌، 297، 299؛ اقتداري‌، 3/109، 120-121). ايذه‌ در دورة ساسانى‌ نيز از شهرهاي‌ آباد و پرجمعيت‌ به‌ شمار مى‌رفت‌ (امام‌ شوشتري‌، 1/209) و آتشكدة آن‌ تا زمان‌ هارون‌الرشيد برقرار بوده‌ است‌ (ياقوت‌، 1/416).
شهر و ناحية ايذه‌ در 17ق‌/638م‌ توسط مسلمانان‌ به‌ صلح‌ فتح‌ شد (طبري‌، 4/84؛ نيز نك: ابن‌ اثير، 2/546 -547). در 22ق‌ درآمد حاصل‌ از خراج‌ ايذه‌ (و رامهرمز) به‌ حكومت‌ بصره‌ تخصيص‌ يافت‌ (طبري‌، 4/161)، اما در 29ق‌، مردم‌ ايذه‌ در برابر ابوموسى‌ اشعري‌ - حاكم‌ بصره‌ - سر به‌ شورش‌ برداشتند (بلاذري‌، 251).
شهر و ناحية ايذه‌ از اواسط سدة 6 تا اوايل‌ سدة 9ق‌ زير فرمان‌ اتابكان‌ لرستان‌ (ه م‌) بود. مؤسس‌ اين‌ سلسله‌ ابوطاهر در 550ق‌ اعلام‌ استقلال‌ كرد (بدليسى‌، 45، 47) و ايذه‌ را مركز حكومت‌ خود قرار داد (ابن‌ بطوطه‌، 1/205). پس‌ از برافتادن‌ حكومت‌ اتابكان‌ در 827ق‌ ايذه‌ رو به‌ خرابى‌ گذارد و ساكنان‌ آن‌ به‌ كوچروي‌ روي‌ آوردند (امام‌ شوشتري‌، 1/210). ايذه‌ و عرصة پيرامونى‌ آن‌ آثار و بقاياي‌ تاريخى‌ بسيار جالبى‌ را در خود محفوظ داشته‌ است‌ كه‌ به‌ دورة زمانى‌ ايلامى‌ تا ساسانى‌ مربوط مى‌شود. وجود دو كتيبة پهلوي‌ ساسانى‌ بر صخرة اطراف‌ ايذه‌ در خور توجه‌ است‌. در داخل‌ شهر ايذه‌، دو امام‌زاده‌ به‌ نامهاي‌ امام‌زاده‌ عبدالله‌ و امام‌زاده‌ دين‌آور وجود دارد ( فرهنگ‌، 46).
مآخذ: آمارنامة استان‌ خوزستان‌ (1375ش‌)، سازمان‌ برنامه‌ و بودجة استان‌ خوزستان‌، تهران‌، 1375ش‌؛ آميه‌، پير، تاريخ‌ عيلام‌، ترجمة شيرين‌ بيانى‌، تهران‌، 1349ش‌؛ ابن‌ اثير، الكامل‌؛ ابن‌ بطوطه‌، رحلة، بيروت‌، 1987م‌؛ ابن‌ خردادبه‌، عبيدالله‌، المسالك‌ و الممالك‌، به‌ كوشش‌ دخويه‌، ليدن‌، 1889م‌؛ ابن‌ رسته‌، احمد، الاعلاق‌ النفيسة، به‌ كوشش‌ دخويه‌، ليدن‌، 1891م‌؛ افضل‌الملك‌، غلامحسين‌، افضل‌ التواريخ‌، تهران‌، 1361ش‌؛ اقتداري‌، احمد، خوزستان‌ و كهگيلويه‌ و ممسنى‌، تهران‌، 1359ش‌؛ امام‌ شوشتري‌، محمدعلى‌، تاريخ‌ جغرافيايى‌ خوزستان‌، تهران‌، 1331ش‌؛ بدليسى‌، شرف‌الدين‌، شرف‌نامه‌، تهران‌، 1343ش‌؛ بلاذري‌، احمد، فتوح‌ البلدان‌، ترجمة آ. آذرنوش‌، تهران‌، 1346ش‌؛ بهنام‌، پرويز، «پيكر برنزي‌ اسكندر»، سخن‌، تهران‌، 1331ش‌، شم 4(1)؛ حمدالله‌ مستوفى‌، نزهة القلوب‌، به‌ كوشش‌ لسترنج‌، ليدن‌، 1913م‌؛ دوبد، سفرنامة لرستان‌ و خوزستان‌، ترجمة محمدحسين‌ آريا، تهران‌، 1371ش‌؛ سرشماري‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ (1375ش‌)، نتايج‌ تفصيلى‌، شهرستان‌ ايذه‌، مركز آمار ايران‌، 1376ش‌؛ همان‌، شناسنامة دهستانهاي‌ كشور، استان‌ خوزستان‌، مركز آمار ايران‌، 1376ش‌؛ سعيدي‌، عمساحتى‌ حدود 930 ،3كم2، در شمال‌ شرقى‌ اين‌ استان‌ قرار دارد ( آمارنامه‌...، 9، 24). شهرستان‌ ايذه‌ داراي‌ دو بخش‌، 10 دهستان‌ و 491 آبادي‌ مسكونى‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از آنها كوچكند (همان‌، 28؛ سرشماري‌، شناسنامه‌، 5). اين‌ شهرستان‌ كه‌ نسبت‌ به‌ دشت‌ اصلى‌ خوزستان‌ از ساختاري‌ كاملاً متفاوت‌ برخوردار است‌، از دو قسمت‌ دشتى‌ و كوهستانى‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. قسمت‌ كوهستانى‌ متشكل‌ از رشته‌كوههاي‌ نسبتاً پيوسته‌ و مرتفعى‌ است‌ كه‌ دشت‌ ايذه‌ را دربرگرفته‌اند (سعيدي‌، 42، 44- 45، 70، 72-73).
رود كارون‌ از 20 كيلومتري‌ شرق‌ شهر ايذه‌، در مرز اين‌ شهرستان‌ با مسجد سليمان‌ مى‌گذرد ( فرهنگ‌،43). اين‌ شهرستان‌ داراي‌ پوشش‌ جنگلى‌ (بلوط ايرانى‌) و مراتع‌ ارزشمندي‌ است‌ كه‌ شديداً در معرض‌ تخريب‌ هستند (سعيدي‌، 101).
جمعيت‌ شهرستان‌ ايذه‌ در 1375ش‌، 027 ،172نفر بود كه‌ 2/47% آن‌ در شهر، 7/52% در روستاها و مابقى‌ (332 نفر) به‌ صورت‌ كوچرو زندگى‌ مى‌كردند ( سرشماري‌، نتايج‌، شانزده‌). جمعيت‌ شهرستان‌ از طايفه‌هاي‌ مختلف‌ بختياري‌ و نيز بهمئى‌ است‌ (سعيدي‌، 143)؛ ساكنان‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ (گويش‌ لري‌) سخن‌ مى‌گويند و شيعه‌ مذهبند. اساس‌ اقتصاد اين‌ شهرستان‌ بر دامداري‌، زراعت‌ و صنايع‌ دستى‌ استوار است‌ ( فرهنگ‌، 43، 45).
شهر ايذه‌: اين‌ شهر با 31 و 50 عرض‌ شمالى‌ و 49 و 52 طول‌ شرقى‌ در منتهى‌اليه‌ شمال‌شرقى‌ استان‌ خوزستان‌ واقع‌ است‌ و با 760 متر ارتفاع‌ متوسط، از مرتفع‌ترين‌ شهرهاي‌ خوزستان‌ به‌ شمار مى‌رود. فاصلة اين‌ شهر تا مركز استان‌ (اهواز) حدود 200 كم است‌ (همان‌، 44؛ آمارنامه‌، 24، 33). جمعيت‌ شهر ايذه‌ در آخرين‌ سرشماري‌ عمومى‌ (1375ش‌) 288 ،81نفر بود (همان‌، 39). ايذه‌ در زمان‌ ايلاميها از اهميت‌ شايانى‌ برخوردار بود (واندنبرگ‌، 64؛ دوبد، 290) و در دوره‌هاي‌ بعدي‌ نيز اهميت‌ خود را حفظ كرد. آثار برجاي‌ مانده‌ از دورة اشكانى‌، از جمله‌ مجسمة برنزي‌ و معروف‌ «مردپارتى‌» (در موزة ايران‌ باستان‌)، خبر از اهميت‌ ناحيه‌ و شهر ايذه‌ در اين‌ دوره‌ دارد (بهنام‌، 297، 299؛ اقتداري‌، 3/109، 120-121). ايذه‌ در دورة ساسانى‌ نيز از شهرهاي‌ آباد و پرجمعيت‌ به‌ شمار مى‌رفت‌ (امام‌ شوشتري‌، 1/209) و آتشكدة آن‌ تا زمان‌ هارون‌الرشيد برقرار بوده‌ است‌ (ياقوت‌، 1/416).
شهر و ناحية ايذه‌ در 17ق‌/638م‌ توسط مسلمانان‌ به‌ صلح‌ فتح‌ شد (طبري‌، 4/84؛ نيز نك: ابن‌ اثير، 2/546 -547). در 22ق‌ درآمد حاصل‌ از خراج‌ ايذه‌ (و رامهرمز) به‌ حكومت‌ بصره‌ تخصيص‌ يافت‌ (طبري‌، 4/161)، اما در 29ق‌، مردم‌ ايذه‌ در برابر ابوموسى‌ اشعري‌ - حاكم‌ بصره‌ - سر به‌ شورش‌ برداشتند (بلاذري‌، 251).
شهر و ناحية ايذه‌ از اواسط سدة 6 تا اوايل‌ سدة 9ق‌ زير فرمان‌ اتابكان‌ لرستان‌ (ه م‌) بود. مؤسس‌ اين‌ سلسله‌ ابوطاهر در 550ق‌ اعلام‌ استقلال‌ كرد (بدليسى‌، 45، 47) و ايذه‌ را مركز حكومت‌ خود قرار داد (ابن‌ بطوطه‌، 1/205). پس‌ از برافتادن‌ حكومت‌ اتابكان‌ در 827ق‌ ايذه‌ رو به‌ خرابى‌ گذارد و ساكنان‌ آن‌ به‌ كوچروي‌ روي‌ آوردند (امام‌ شوشتري‌، 1/210). ايذه‌ و عرصة پيرامونى‌ آن‌ آثار و بقاياي‌ تاريخى‌ بسيار جالبى‌ را در خود محفوظ داشته‌ است‌ كه‌ به‌ دورة زمانى‌ ايلامى‌ تا ساسانى‌ مربوط مى‌شود. وجود دو كتيبة پهلوي‌ ساسانى‌ بر صخره اطراف‌ ايذه‌ در خور توجه‌ است‌. در داخل‌ شهر ايذه‌، دو امام‌زاده‌ به‌ نامهاي‌ امام‌زاده‌ عبدالله‌ و امام‌زاده‌ دين‌آور وجود دارد ( فرهنگ‌، 46).

|+| نوشته شده توسط ایذه ای در شنبه یکم مهر 1385  |
 
 
بالا