تقدیم به همه آنانی که دوست دارند به مردم خ...... د مت ....... نه ببخشید خ .....ی ........ اصلا ولش کن تقدیم به هرکه می خواند ومی داند
دوباره فصل مهر و التفاتات
دوباره فصل خواهشها و حاجات
دوباره بوسه باران های رایج
دوباره شور و شوق انتخابات
دوباره در زدن های شبانه
دوباره وعده های خاضعانه
دوباره فصل خواهشها ی ممتد
دوباره زندگی با عطر و شانه
دوباره دم زدن از عقل و منطق
دوباره گفتمانهای موافق
دوباره نقشه های موذیانه
دوباره نقد همراهان سابق
دوباره صاحب اندیشه گشتن
دوباره شیرهای بیشه گشتن
دوباره کوه را بر سر نهادن
دوباره صخره ها را تیشه گشتن
پس از آن این دغل مردان مرموز
که میکردند خواهشهای پر سوز
به قصد خانه و ویلا خریدن
نه شب در خانه می مانند نه روز
حسابی فکر مال اند این جماعت
کماکان بی خیال اند این جماعت
برای رنگ مردم بهر اغفال
خریدار زغال اند این جماعت
دگر کاری به کار ما ندارند
برای رشوه گیری بی قرارند
کنون مردان عطر و شانه و کفش
به روی اسب بخت خود سوارند
به صدها حیله و صد گونه ترفند
ز روبه گوی سبقت را ربودند
یقین دانم که روزی سخت و ناجور
زمین خواهد زد آنها را خداوند .
کمال تاسف
|
+| نوشته شده توسط
ایذه ای در سه شنبه شانزدهم آبان 1385
|